سرویس اقتصادی ارومیا نوین، سیب، میوهای که هر ساله پس از تولید موانع بسیاری را برای رسیدن به بازار طی میکند اما طولی نمیکشد که این میوه گرانبها به زبالهای گندیده تبدیل میشود. کشاورزان زحمت بسیاری برای تولید سیب میکشند اما در نهایت تنها کوهی گندیده از سیب در کنار جادهها ایجاد میشود، صحنههایی که در آذربایجانغربی مشاهده میشود، میتواند اوج بی کفایتی مدیریت کشاورزی این استان را نشان دهد.
اقتصاد معیشتی مردم آذربایجان غربی برپایه کشاورزی و باغداری است و اغلب مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم به شغل کشاورزی و باغداری اشتغال و از این طریق امرار و معاش میکنند.
آذربایجان غربی با تولید سالانه نزدیک یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن سیب، قطب اول در کشور به شمار میرود اما متاسفانه هر سال با غفلت از این ظرفیت به دلیل نبود برنامه ریزی منسجم بخشی از سرمایههای هنگفت مهم و اقتصادی به هدر میرود.
هر سال با نزدیک شدن به فصل برداشت سیب قصه تلخ و تکراری نبود بازار مناسب، برنامه مشخص و الگوی مناسب کشت، سورت و بسته بندی نامناسب محصول، منطقی نبودن قیمتها با توجه به هزینه تولید، گران بودن هزینه های حمل و نقل نیز در این استان روایت میشود و این قصه با تضرر باغداران و هدررفت سرمایه های بخش کشاورزی استان خاتمه مییابد.
لازم به ذکراست، ۲۰ دستگاه اجرایی عضو کمیته صادرات استان هستند اما هیچ کدام تاکنون نتوانسته برنامه منسجمی برای حل مشکل بازار پس از تولید سیب تدوین و اجرایی کنند سالهای گذشته بخش اعظمی از سیب های تولیدی در انبارهای استان پوسید اما در حال حاضر نیز اوضاع سیب تفاوت چندانی نکرده است.
هر ساله نشستهای نمایشی فراوانی برای برای رفع مشکل بازار سیب استان با حضور مسئولان استانی و حتی استاندار آذربایجان غربی برگزار میشود اما هنوز این نشستها تاثیری بر مشکلات بازار سیب و حتی سایر محصولات کشاورزی استان نداشته است.
پائین بودن قیمت فروش محصول نسبت به هزینههای تولید آن، نامشخص بودن وضعیت صادرات، بالا بودن هزینههای تولید و پائین بودن توان مالی باغداران و ریزشهای قبل از برداشت محصول از بزرگترین مشکلات باغداران است که خستگی تلاش یکساله را برتن آنها باقی میگذارد.
یکی از این معضلات وجود سیب درختی و برخی از محصولات کشاورزی در دست کشاورزان و سیاست بسیار غلط و نامناسب مسئولان مربوط به این بخش در خصوص قیمت گذاری و بررسی این محصول و ایجاد فرصت برای دلالان است که بسیاری از باغداران و کشاورزان منطقه را با مشکل اساسی مواجه کرده است.
هزینهها و مشکلات تولید سیب از زمان کاشت تا برداشت به قدری زیاد است که چگونگی فروش و قیمت ناچیز آن تنها بخشی کوچکی این از مشکلات مهم، درآمد اصلی آن ها را تحت تاثیر قرار داده.
وجود مشکلات سیب روز به روز باغداران بیشتری را زمین گیر میکند و هر لحظه صدای ناله و فریاد کشاورزان بیشتری را در می آورد. صادر نشدن این محصول باعث شده کشاورزان محصولات باغی بهویژه سیب را پیش از موعد چیده و آن را کنار جادهها بریزند تا به نام زیر درختی به نازلترین قیمت آن را بفروشند و گاهی با شرایط نسیه چندین ماهه محصولات خود را وارد بازار کنند.
هر یک از شغلها مشکلات خاص خود را دارد، اما باغداری از شغلهایی است که باید در آن ریسک کرد و مشکلات بسیاری را از قبیل بارش برف و تگرگ، سرما زدگی حمله حشرات را تحمل کرد.
باغداران سال ها در انتظار مدیریت درست، محصولات و حتی دارایی خود را از دست دادهاند اما هنوز که هنوز است راه حلی در جلسات نمایشی برای حل این مشکلات مطرح نشده و مشکلات با قدرت بیشتری به راه خود ادامه میدهند، همین امر باعث میشود تعداد باغداران نیز سال به سال کمتر از گذشته شده و کیفیت محصولات نیز از بین برود.


